تاریخچه مختصری از نحوه شکل گیری کارگران سنندج, نوشته عبه سید مرادی

 

برگرفته از  فصل نامه  رها شماره 
رفقای کارگر !
 خوانندگان  گرامی :  مقاله ای را که  مطالعه  می کنید  حاصل  تلاش  رفیق عبه سید مرادی در سالهای  1366و1367 در کردستان،  و از منبع موثق  تهیه  شده که چندین سال از آن می گذرد  ولی  مطالعه مختصر تاریخ کارگری  برای  ما  ارزشمند و قابل ارج است.  و بنا به  همین  دلیل هرکسی  در این  راه  تحقیاتی انجام داده است ما  از آن استقبال  می کنیم  و در نشریه  رها  در صورت لازم و تکميل  تاریخ مبارزات کارگران،  برای آگاهی  خوانندگان  رها  قطعاَ آن را درج می کنیم••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
این نوشته سعی دارد تاریخچه مختصری از نحوه شکل گیری کارگران سنندج ، ایجاد مراکز و موسسات متنوع دولتی و خصوصی زندگی و مبارزه کارگران ترسیم کند .
با تمامی کمبودهایی که این نوشته با خود دارد اما چون از این نوع نوشته کم در دسترس کارگران بوده و اهمیتی که شهر سنندج از لحاظ تمركز کارگران و نقش پیشرو کارگران سنندج در تحرکات کارگری بعد از قیام و بخصوص 3-4 سال اخیر  در ایران داشته است ، و همچنین کارگران کمونیست و پیشرو با دسترسی به جزوات از این دست ، انتظار میرود که خود مفصل تر در این عرصه هم دست بکار شوند .
– ما اطلاعات مبارزات کارگران سالهای قبل از قیام را در دسترس نداشتیم و در نوشته نیامده و مبارزات بعد ار قیام هم در مواردی که در جدول میاید کل مبارزات کارگران نیست و بررسی ما هم به جزء جزء این اکسیونها نمیپردازد .
– در این نوشته تاریخچه بررسی کارگران را به دوره های زیر تقسیم کرده ایم :
  1- دوره اول ، قبل از اصلاحات ارضی نیمه دوم دهه 30 تا دهه 40
  2- دوره دوم ،  اصلاحات ارضی تا قیام 57
  3- دوره سوم ، بعد لز قیام 57 تا 59
  4- دوره چهارم ، از سال 59 تا 67
سالهای قبل از اصلاحات ارضی و دهه های 30 در ایران هنوز روابط و مناسبات فئودالی و ارباب رعیتی در ایران حاکم بود ، در کردستان هم نیاز و تولیدات جامعه را ان مناسبات ارباب رعیتی و تولیدات  روستا بیشتر تامین میکرد.
سالهای نیمه دوم دهه 30 یعنی سال 1335 جمع کارگران اولیه شهر سنندج در رشنه و صنفهای متعددی مشغول بکار بودند ، طبقات دارا ، ملاکین و ثروتمندان بخش مهمی از ان تولیدات را به خود اخنصاص  میدادند .
رشته های مختلف در این عصر و در این دهه در شهر سنندج عبارت بود از ، نانوایی ها ، کوره پز خانه ها ، سنگبریها ، معادن مختلف سنگ و ……… کارگران ساختمانی ، نجاریها ، کارگران شهرداری و رفتگرها ، اهنگران ، کارگران کفاش – شرکت نفت سنندج – اب و برق – دخانیات – نساجی و قالیبافیها و …..
اگر بخواهیم کار مزدی را پیدا کنیم و کارگران راببینیم، در شهر سنندج در رشته های تولیدی فوق به عیان دیده میشوند
وقتی تاریخ هرکدام از این صتفها را بررسی کنیم میتوان وارد بررسی مفصل شد ولی با هر کمیت و کیفیتی که مشخصه کارمزدی در سنندج بود و تقابلی که در این رابطه ها بود این ویژگیهای مشنرک را میتوان اینطور دید :
یکی حاکم بودن روابط استاد – شاگردی در محیط کار و در بین صاحبکار و فروشنده نیروی کاراست ، دیگری هم عدم ظوابط کار قانونی و نبودن هیچ نوع ظوابطی بر سر شرایط کار و دستمزدها ، میتوان گفت ملاک ساعت کار ان بود که وقتی هوا روشن میشود نت بخشی از شب کارگر کار میکرد ، کار مزدی و کارگر سنندجی مشخصاتی این چنین داشت .
دستمزدها از یک تومان تا 25 ریال بود این 25 ریال در موارد کمی برای کارگران فنی و ماهر بود مثلا در کار ساختمانی مانند بناها یا کارگری که در یک نجاری کار میکرد و خودش صاحب کار نبود ولی چند نفر دیگر کارگر را مینوانست در پروسه تولید سرپرستی کند .
بخش بزرگی از تولیدات در شهر سنندج برای رفع نیازمندی ثروتمندلن و ملاکین مختلف شهر بود که بیشتر در صنایع چوبی بودند مانند جعبه های چوبی و عصا و تخته نرد و شطرنج چوبی ، ریسندگی و قالیچه های زینتی که ثروتمندان بیشتر خریدار ان بودند .
مهمترین صنفهای کارگری ان موقع از لحاظ تجمع و سوخت و ساز روابط کارگری کوره پز خانه ها بودند که شش  کوره بودند  1- کوره پز خانه سیامک خان اردلان با به نام هوفمان  2- کوره میرزا باقر ادب 3- کوره سید احمد نجفی 4- کوره استاد احمد 5- کوره صالح فرهاد ابادی 6- کوره یحچالی  –   تعداد کارگران کوره 30 تا 50 نفر بودند ساعت کار متوسط کوره پز خانه ها 14 ساعت کار بود کار کوره ها فصلی بود و نمی توانستند تمام فصلهای سال  کار بکنند کارگران کوره نوعی وابستگی به صاحبان کوره داشتند و مثلا برای فصل پاییز و زمستان صاحبان کوره به کارگران وام میدادند .
هنوز میتوان گفت شهر سنندج چهره فرهنگ و مناسبات و اخلاقیات دوران فئودالی را داشت ، مشخصات شهر نشینی ان دوره هنوز روابط فئودالی مهر حود را بر ان  میزد و اینها در روابط بین کارگران و صاحب کار و در مطالبات و تقابل ها تاثیر خاص خود را داشت .

اصلاحات ارضی و دهه 40 و خلع ید دهقانان

وقتی وارد دهه 40 میشویم ، چهره اجتماعی شهر سنندج تغییر میکند . اصلاحات ارضی گام به گام و ده به ده پیش میرود و دهقانان را خلع ید میکند و بی زمین میکند این نیاز سرمایه بود که دهقان بی زمین روانه شهر و مراکز کار بشود ، سرمایه هم برای این خلع ید شدگان جا خوش میکند . بعد از اصلاحات ارضی هزاران دهقان چم شاری ، ژاورودی و لیلاخ و بخشی هم سارال به روابط کالایی کشیده می شوند و روانه شهر ها میشوند . شهر سنندج در نیمه دهه 40 نمی توانست طبق نیاز سرمایه ان حد از دهقانان خلع ید شده را که به بازار کار می امدند به کار به گمارد .
کارگران به شکل وسیع به شهرهای خارج از کردستان میروند مانند شهرهای تهران ، اصفهان ، تبریز و بنادر جنوب – بخشی دیگر به کشورهای هم جوار ایران مانند عراق – کویت – ترکیه – بخشی دیگر هم در خود شهر سنندج جذب بازار کار شدند . اشاره مختصری به هر کدام از این بخشها می کنیم :

کارگران مهاجری که در شهرهای خارج از کردستان کار میکردند

بخش زیادی از کارگران که دهقانان خلع ید شده بودند زن و بچه خود را جا گذاشته و برای ماههایی از سال به طرف شهرهای دیگر ایران می رفتند و در مکانهایی مانند شرکت ساختما نی و راه سازی و حمل بار  در بنادرجنوب و درون کشتیها و چلوکبابیها و تعداد کمی هم در قسمتهای صنعتی بودند ، کار میکردند .
خصوصیات این جمع از کارگران ، اینها در دسته های 30  تا 50 نفره با روابط نزدیک طایفه ای در روستا و یا جمعهایی که درروستاهایشان در جوار یکدیگر بود ، به طرف شهرها حرکت میکردند ، در این رابطه که دهقان مناسبات روستا را به جا گذاشته بود و تسلطی که بر محیط قبلی داشت ان را از دست  میداد و با چهره تازه و نوع زندگی تازه روبرو میشدند و در این رابطه و در بین این جمعها افرادی بعنوان راهنما و صاحب نظر رو میاید مثلا جمع 50 نفری به یک شرکت مراجعه میکردند و در بین این جمع یک یا چند نفر با صاحب کار قرار داد می بست و چک و چانه میزد و در پروسه کار  هم نیازهای جمعی کارگران معمولا از زبان این افراد بروز پیدا میکرد ، بهر حال این یک نیاز اجتماعی بود که دهقان دیروزی و کارگر امروزی حق طلبیش را باید بیان کند و ان را به نوعی بروز دهد و این افراد معتبر و شناخته شده حاصل این نیاز مبارزاتی اجتماعی بود .
این بخش از کارگران در روابط کاری و نزدیک جغرافیایی با مراکز صنعتی و خارج قرار می گیرند و در این دوره کارگران مراکز صنعتی و شهرهای بزرگ ایران مطالبات و خواستها و سنتهای مبارزاتی خودشان را داشتند و کارگران کرد هم با درجاتی و در سطحهای مختلف از مطالبات و سنتهای مبارزاتی کارگران تاثیر میگرفتند و کارگران در محل کار میدیدند که کار حدوالثغور معینی دارد و زندگی نزدیک کارگران سنندج با این مراکز به تقابل بین کارگران و صاحبان کار افقهای تازه ای میداد و در دوره های بعد کارگران متوقع تر از دوره و یا سال قبل با کارفرما و یا صاحب کار وارد قرار داد و یا چک و چانه زدن میشدند .
به هر حال این کارگران در دل این مطالبات و کار در جامعه تازه و مدنیت شهری اشنا میشوند ولی به دلیل اینکه سطح معیشت پایین دارند و ناامنی کار مشخصه کارشان است و سطح دستمزدشان پایین است و فقر مطلق و نااگاهی در این دوره های اولیه در میان این کارگران به چشم میخورد میتوان گفت سطح توقع پایین  در بین این کارگران جمعهای اعتصاب  شکن در ان دوره در جنبش کارگری یا حرکتهای کارگری در میان این کارگران پیدا میشوند و این جنبه منفی چهره این جمع از ان بخش کارگران مهاجر بود . و البته این خصیصه کارگران مهاجر تازه به بازار کار کشیده می شوند هنوز به حق و حقوق و مطالباتشان اشنا نیستند ، ( نمونه امروز افغانیها ).

کارگران مهاجری که به کشورهای همجوار مانند عراق – کویت و ترکیه می رفتند

تعداد قابل ملاحظه ای از کارگران  شهر و روستاهای شهر سنندج کیلومترها راه و بیراهه و از مرز گذشتن و تقبل خطراتی را پشت سر گذاشتن به کشورهای همجوار مسافرت میکردند .
این کارگران در بنادر و درون کشتیها – ابیاری و درو و کتیرا کندن ، واکسی و تعمیرکفش و چلوکبابیها و کارهای خدماتی و ارداری و بخش کمی در پالایشگاه نفت کرکوک کار میکردند ، تعداد کارگرانی که از مرز ایران میگذشتند بیشتر به عراق میرفتند که در زیر اشاره ای به کار و زندگی این کارگران میکنیم :
کارگرانی که در کار کشاورزی و ابیاری و درو کردن و کتیرا کندن مشغول بودند بیشتر از کارگران ژاورودی بودند و در اطراف سلیمانیه و دشت شاره زور کار میکردند ، ان بخش دیگر کارگران به شهرهای عرب نشین می رفتند و در شهرهایی مانند بغداد ، کربلا ، کاظمین کار میکردند این کارگران با جامعه و مدنیت شهری اشنا میشدند فرقی که این کارگران با کارگران مهاجری که  به شهرهای دیگر ایران میرفتند ، میتوان گفت این بود  که این کارگران مجبور بودند بیشتر از یکسال در عراق ماندگار شوند و بعضا هم بودند که تا چهار سال ماندگار میشدند ، با زبان عربی اشنایی پیدا میکردند و اکثرا هم به ان تسلط پیدا میکردند به شیوه ای که هنگام بازگشتن به ایران و تعقیب اخبار و گوش دادن به رادیو بیشتر عربی گوش میدادند تا فارسی .
دلایل ماندگاری طولانی مدت این کارگران در کشورهای همجوار بیشتر این بود که اولا ناامنی شغلی و نبودن کار و ناامنی و رفت و امد در مرز که تردد اسان نبود کارگران مجبور بودند که هنگام عبور از مرز راهنما بگیرند و پول زیادی به راهنما میدادند و بارها پیش میامد که گیر پلیس و ماموران مرزی ایران و کشورهای همجوار می افتادند و پولهایشان را در ازای ازادیشان میگرفتند و یا ساواک انها را دستگیر میکرد و به ازار انها میپرداخت .
ان تعداد ار کارگران مخصوصا ژاورود که برای کتیرا کندن میامدند امرار معاش انها خیلی سخت بود جزء کم درامدترین بخشها بودند و در شهر سنندج در سال چند ماه هم کارشان گیر نمیامد و مجبور بودند زن و بچه شان را جا بگذارند و برای اینکه خانواده شان از گرسنگی نمیرند از تا جران شهر وام میگرفتند و هنگام کار میدانستند که حاصل کار از ان خودشان نمیشود و باید به تاجر و ثروتمندان قرض بپردازند .
این مهاجرتها به کشورهای همجوار تا یک دهه کامل میتوانیم بگوییم ادامه داشت تا دهه 50 و سال 51 و 52 که به انتها رسید و دلایل ان یکی رونق اقتصادی در ایران ، پیدا شدن بازار کار وسیع و دلیل دیگر سیاستهای کشورهای همجوار بخصوص عراق که ایرانیان را سوق ( بازگشت ) میداد .

کارگرانی که در شهر سنندج جذب بازار کار شدند

کارگرانی که در شهر سنندج میماندند و کار پیدا میکردند و عموما در صنایع زیر ساختمانی که نیاز ان دوره سرمایه بود ، کار میکردند مانند شهر سازی – جاده سازی مثل جاده  کمربندی پادگان به فرودگاه جاده حسن اباد – اسفالت بعضی از خیابانهای شهر ، این دوران   امین ازاد   استاندار سنندج بود بهر حال در این دوره بخشی از کارگران شهر و روستا در صنایع زیر ساختمانی مشغول به کار شدند .
دستمزد این کارگران در ان هنگام ( نیمه دوم دهه چهل ) 2 تا 4 تومان بود شرکتهای ساختمانی و راهسازی و مخصوصا جاده کمربندی پادگان به فرودگاه و جاده شهر به حسن اباد قسمتی از دستمزدشان به صورت کالا و بیشتر ارد و روغن میپرداختند – در این وقت در سالهای 45 بود که به شیوه ای ضعیف در اواخر این سالها برخی ضوابط بر سر کارها پیدا شد و خود را مطرح میکرد و کم کم کارگران یا  صاحبان کار بر سر دستمزدها و ساعت کار و غذا هنگام کار سرو کله میزدند بدون اینکه موفقیت چشمگیری را به دست اورند .

مختصری از سیمای شهر سنندج در قبل و بعد از اصلاحات ارضی

شهر سنندج تا مقطع اصلاحات ارضی جمعیتی بالغ بر 50 تا 60 هزار نفر داشت ، شهری که همان چهره  دوران فئودالی – دهقانی را داشت ناتمام فرهنگ و اخلاقیات ان دوره شهری کوچک بود بیشتر شهروندان به مسائل یکدیگر اشنا بودند هر حادثه ای چه تلخ و چه شیرین که اتفاق می افتاد اول شهر تا انتهای شهر همه درعرض نیم روز می فهمیدند ، پیاده روها و خیابانها خلوت بود و بچه ها با خیال راحت و بدون ترس از ماشین در خیابان بازی میکردند هر عابری با خیال راحت بدون توجه به سمت چپ و راست از عرض خیابان میگذشت .
نیمه دوم دهه چهل تا نیمه اول دهه پنجاه یعنی سال 45 تا 55 این مشخصات دگرگون میشود طی این فاصله حرکتهایی انجام میگیرد شهر میرفت تا چهره کامل سرمایه داری بر ان مسلط شود ، محلات تازه از نتیجه محاجرتها محلات قدیمی را به محاصره در میاوردند این محلات عبارت بودند از کوراباد – فیض اباد – سپور اباد – شریف اباد – کلکه جارو و …. امدن این جمع از انسانها جامعه شهری و چهره شهر را دگرگون میکرد نیازمندیهای کاری و تولیدی و مصرفی شهر بالا میرفت بخاطر این وسعت در رشته های مختلف که هم کار در ان پیدا میشد و هم به شهر وسعت میداد خودش را نشان میداد . میتوان گفت در درجه اول نانواخانه ها تعدادشان بالا میرفت حمامها – ادارات دولتی با تابلوهای رنگارنگ و اسم های خارجی ، بانکها ،  مکانیکیها ، تعویض روغنی ، دروپنجره سازی ، جوشکاری و پیدا شدن پاتوقها و قهوه خانه ها و محل و میدان ، کار ساختمانی گسترش سازمان اب و برق ، پمپ بنزین ، و …… پیدا میشدند .
خلاصه جمعیت دهها هزاز نفری که به طرف شهرها روی می اوردند چهره شهر را به تمامی عوض میکرد خیابانها شلوغ میشد ان دوران بی رمقی و کم تحرکی و خلوتی خود را از دست میداد در سالهای 45 تا 55 تراکم و ترافیک ماشین بحدی میرسید که هر عابری براحتی نمی تواند بدون اینکه چپ و راست خود را کنترل کند از خیابان عبور کند و پاسبانها با زحمت  و سوت کشدن و ایست دادن به ماشین ها میتوانند انبوه انسانها را از چهار راهها عبور دهند دهقان خلع ید شده در این دوره دست از شکایت بر میدارد و خود را قانع میکند که باید از روستا دست بردارد و در شهر ماندگار شود و تنها فروش نیروی کارش وی را از گرسنگی نجات میدهد و هر چه حاصل نیروی کارش است امروز بدست میاورد فردا ان را میخورد ، ان روابط انسان دوستی و نزدیکی صمیمانه  روستایی جای خود را به انفراد انسانی میدهد که جامعه ای وحشی و خشن ان را به بار اورده است قوی ضعیف را استثمار میکند ، انبوه انسانها در کوچه ها و خیابانها از کنار هم میگذرند بدون اینکه ان نزدیکی انسانی و اجتماعی را از خودشان بروز دهند .
وضعیت زندگی کارکری امروزی بکلی نامطمئن بود دوران استاد و شاگردی و روابط پدر سالاری در بین کارگرو کارفرما نمی ماند و انهایی که در اثر اصلاحات ارضی و سالهای بعد ار ان به صف کارگران رانده نشده اند و ورشکست نشده اند در این دوران کارگران زیادتری را در زیر سقفی جمع کرده اند و خود دیگر کار نمیکنند .
دورا ن استانداری   رئوفی   تا   علیزاده  پروژه هایی در سطح های مختلف از جمله سد قشلاق و ساختن و شروع کار جاده همدان – سنندج – دانشگاه فیض اباد – بیمارستان 200 تختخوابی – ساختمان ساواک – درست کردن بلوار – تعمیرخیابانها – درست کردن سینما شهر فرنگ – پاساژ های متعدد و بزرگ و ……این پروژه های کار هزاران کارگر را در خود جای میداد و کارگران وارد تقابل با سرمایه میشدند .
در این دوران اینها نشانه هایی از تحول جدی بود که با شروع دهه چهل بخصوص از نیمه دهه چهل به این طرف عظیمترین تحول اقتصادی – سیاسی و اجتماعی در ایران و به طبع ان در کردستان و در شهر سنندج روی داد در این دوران نقش و وزن طبقه کارگر در کل مناسبات تولیدی و اجتماعی انقدر پدیدار میشود که هر تغییر و تحول که انجام میگیرد بستگی به مناسبات و توازن قوای این دو طبقه اصلی در جامعه داشت .

قیام سال 57 و کارگران سنندج ، مبارزات و تشکلهای کارگری در سالهای 57 تا 59

بعد از قیام بهمن سال 57 و روی کار امدن جمهوری اسلامی ، بحران اقتصادی ایران همچنان عمیق تر ادامه یافت همچنین با سقوط شاه تناسب قوای مساعدی از لحاظ سیاسی برای توده های کارگر و زحمتکش بوجود امد .
تداوم و تشدید بحران اقتصادی سرمایه داری ایران بعد از قیام به تعطیل شدن بسیاری از کارخانه ها و مراکز تولیدی و خدماتی انجامید . بسیاری از پروژه های راه سازی و ساختمان سازی و کلا طرحهای عمرانی در سراسر کشور متوقف و یا معلق ماند و تعداد قابل ملاحظه ای از کارگران به خیل میلیونی بیکاران پیوستند .
این اوضاع در کردستان با ابعاد به مراتب بزرگتری خود را نشان داد کارگران کردستان بطور فزاینده ای به صف بیکاران رانده شده و پایین ترین سطح معیشت را به انان تحمیل میکردند بسیاری از کارگران فصلی و مهاجر که در شرکتهای ساختمانی و سایر مراکز کار خارج از کردستان کار میکردند، بیکار شده و به کردستان بازگشته در خود کردستان هم ان بازار کار اساسا وجود نداشت تا جذب ان شوند .
در سنندج هم جدا از اینکه هزاران کارگر فصلی به علت بسته شدن و معلق ماندن کارهای ساختمان سازی و مراکز کار خارج از کردستان به سنندج و به میان خانواده خود بازگشته بودند دهها شرکت ساختمانی و راه سازی و طرحهای عمرانی و تعطیل شدن پروژه جاده سازی مسیر سنندج – سد قشلاق  کارگران شرکتهای ماد – سابیر – اسال اولر – میکا و ….. تعطیل شده بود و اکثرا از یک سال هم میگذشت  در اکثر این شرکتها بخشی از دستمزد کارگران پرداخت نشده بود .  
بنابر این کارگران با مسئله حیاتی تامین معیشت خود و خانواده شان مواجه شده بودند و این تامین معیشت به شکل مطالبات معینی مانند بیمه بیکاری ، حق اشتغال ، و پرداخت حقوق معوقه ، وام بیکاری  مطرح و کارگران ان را در مقابل دولت و کار فرمایان قرار دادند .
در ضمن مطالبات مربوط به کارگران شاغل از قبیل :  8 ساعت کار – بیمه درمانی – تعطیل هفتگی – افزایش دستمزد و ….مطرح شده و کارگران برای این مطالبات حرکتهایی کردند که در زیر مختصر اشاره ای به ان می کنیم :
در اواخر اسفند سال 57 ، چند روز مانده به نوروز 58 نزدیک به 150 نفر از کارگران شهرداری سنندج برای کسب حقوق عقب افتاده 3 ماهه شان در سالن شهرداری دست به تحصن زده و اعلام کردند تا حقوقشان پرداخت نشود به سر کار باز نخواهند گشت . با اعلام تحصن کارگران شهرداری ، کارگران سایر مراکز شهر ، شورای محلات ، شورای دانش اموزی و دیگر نهادهای دمکراتیک و انقلابی وقت با صدور اطلاعیه ها و فرستادن نماینده از مبارزه انان پشتیبانی کردند . کمیته انقلاب اسلامی که از تحصن کارگران شهرداری و اعلام حمایت سایر کارگران و نهادهای دمکراتیک از انان به وحشت افتاده بود ، برای ممانعت از گسترش مبارزه کارگران نماینده ای از مرتجعین وابسته به کمیته مفتی زاده را برای به سازش کشاندن کارگران به تحصن انان فرستاد ، نماینده کمیته ، کارگران را به صبرو شکیبایی دعوت کرد و خطاب به کارگران متحصن گفت :
چه عجله ای دارید برای گرفتن حقوقتان ، انقلابی شده و باید همه چیز را از نو ساخت و این احتیاج به زمان دارد . باید پله به پله بالا رفت ، پی ساختمان را ما از اول می سازیم و این درست نیست که شما از پله اوا به پله اخر پریده اید . دست از تحصن بردارید و به سر کارهایتان برگردید من هم از طرف کمیته انقلاب اسلامی قول میدهم تا چند هفته دیگر به خواستهایتان رسیدگی کنند .
حرفهای نماینده کمیته با اعتراض شدید کارگران روبرو شد ، رفیق اسماعیل علی پناه از پیشروان مبارزات کارگری کردستان که در فروردین 58 در راه کمک رساندن به خلق ترکمن جان خود را از دست داد و در این مبارزه نقش برجسته ای داشت ، با سرعت خود را به پشت تریبون رساند و در جواب به سخنان نماینده کمیته گفت :
اقا لطفا همین جا بمانید و حرفهای ما کارگران را بشنوید سپس رو به کارگران کرد و گفت  خوب نگاه کنید من کارگر را با این اقا مقایسه کنید این اقا ما را به صبر و قناعت دعوت میکند ؟! ماهایی که چند ماه است باهزار بدبختی و فلاکت و قرض گرفتن از این و ان زندگی مان را می گذرانیم ! ماهایی که خون دادیم سینه مان را سپر کردیم و قیام کردیم تا از دست بدبختی و فقر و فلاکت نجات پیدا کنیم  سپس رو به نماینده کمیته کرد و گفت : چرا این موعظه ها را برای خود و امثال خودتان نمیکنید ؟ چرا شما صبر و شکیبایی ندارید ؟ شمایی که از دسترنج ما کارگران انقدر سرمایه اندوخته اید که با ان میتوانید سالهای سال زندگی خوش و سیری داشته باشید ؟ میدانم اگر ما تا چند روز دیگر به تحصن ادامه دهیم و کار نکنیم و اشغالهای شما را جمع اوری نکنیم ، کثافت و اشغال از سرو رویتان بالا میرود . پس اشغال غذاهای اضافی و میوه های رنگین شما را چه کسی بریزد ؟ از کوچک و بزرگتان مارا اشغالی صدا میزنید ، بله می فهمم نگرانی شما از چیست ، به ما میگویید صبرو قناعت داشته باشید ، اخر تا کی ؟ تا کی ما باید کار کنیم و شما در ناز و نعمت زندگی کنید ؟
رفیق اسماعیل سپس رو به کارگران کرد و گفت :
بمن بگوئید ایا تا کنون توانسته ایم برای خود و زن و بچه هایمان لباسی نو ، از لباسهای پشت ویترین مغازه ها بخریم ؟ ایا تا کنون توانسته ایم میوه تازه بخریم ؟ ایا توانسته ایم به مادر یا پدر پیر و از کار افتاده مان غذای گرم و جای راحت بدهیم ؟ ایا بیاد دارید در مواقع بیماری ، توانسته باشیم با خیال اسوده و بدون ترس از تامین معیشت روزهای بیماری ، استراحتی کرده باشیم ؟ تا کی تحمل ؟ تا کی صبرو قناعت ؟ نه اقا دیگر قبول نخواهیم کرد ، برو به ان کمیته ات بگو که تا حقمان را نگیریم ، بگو تا حقوق سه ماهه مان را پرداخت نکنید ، این تحصن ادامه دارد و کار نخواهیم کرد .
سخنان رفیق اسماعیل با تایید و کف زدنهای مکرر کارگران روبرو شد و کارگران همصدا اعلام کردند تا تحقق خواسته مان که پرداخت حقوق سه ماهه است به سر کار باز نخواهیم گشت . تحصن کارگران شهرداری 5 روز طول کشیدو با موفقیت کارگران و تحقق خواسته هایشان پایان یافت .
تحصن کارگران شهرداری و موفقیت انان در گرفتن حقوق 3 ماهه شان و ار طرفی دیگر فشار معیشت روی کل کارگران ، این پیروزی قدرت اتحاد کارگران در تحقق خواستها و مطالبات را نشان داد و تجربه ای بود برای کارگران شهرداری و دیگر کارگران که در این روزها از مسائل دیگر کارگران اطلاع داشتند ، باعث شکستن مرز صنفها شد و پیوند نزدیکتری بین بخشهای مختلف کارگران سنندج برقرار نمود .
این موفقیت و حرکتها سر اغازی بود برای ایجاد خانه کارگر .

خانه کارگر سنندج

ایده تشکیل خانه کارگر سنندج در بین جمعی از کارگران پیشرو شهرداری ، چاپ ، شرکت ساختمانی ماد شکل گرفت و جمعی از کارگران پیشرو این حرکت در ارتباط با سازمان چریکهای فدایی خلق بودند و در امورات خانه کارگر و هدایت ان نقش داشتند .
همچنین کارگران پوشاک ، صنفهای خبازان ، خیاطان ، قصابها و خوراک پزها ، گرمابه ها و شرکت سایر کارخانه های ارد خواهان پیوستن به خانه کارگر شدند . بدین ترتیب خانه کارگر با عضویت صنفها و رشته های مختلف تشکیل گردید . یک ساختمان متعلق به شهرداری در محله چهار باغ محل استقرار مرکز خانه کارگر شد و هر یک از صنفهای متشکل در خانه کارگر یک اتاق کار را در تحویل داشتند ، از میان صنفها و شاخه های مختلف شورای مرکزی خانه کارگر تشکیل شد که وظیفه خود را رهبری و هدایت خانه کارگر تعریف میکرد . 
شورای مرکزی هفته ای یک بار در روزهای جمعه جلسه داشت و خانه کارگر یک ایین نامه داخلی هم داشت که اعضا ملزم به رعایت مفاد این ایین نامه بودند .

اقدامات خانه کارگر

مطرح کردن خواستها و مطالبات کارگران با ادارات و موسسات دولتی و خصوصی
تشکیل تعاونی مصرف کارگری برای رشته ها و صنفها ی مختلف خانه کارگر
هر یک از کارگران 50 تومان بعنوان سهم میپرداختند و در قبال ان دفترچه دریافت میکردند و از تعاونی جنس میگرفتند
دخالت در برقراری 8 ساعت کار و افزایش دستمزد کارگران
پخش اطلاعیه خانه کارگر از رادیو و تلویزیون سنندج
رسیدگی به تخطی کارفرمایان نسبت به کارگران و دخالت در ان موارد
تهیه لیستی از کارگران سا ختمانی و کوشش برای اشتغال انان در شرکتها و ادارات و صاحب کاران
شرکت در راهپیمایی مریوان
با حمله 28 مرداد سال 58 جمهوری اسلامی به کردستان این تشکل پایان یافت عمر یک دوره خود را دید و در ابان ماه سال 58 تغییر مجدد فضای شهر و حضور سازمانهای انقلابی و پیشمرگان ، خانه کارگر دوباره اعلام موجودیت نمود اما قوام گذشته خود را نداشت و بعد از هجوم گسترده لشکریان سرمایه به کردستان عمر این تشکل پایان یافت

سندیکای کارگران بیکار سنندج

این سندیکا در دل اوضاع انقلابی بعد از قیام شکل گرفت ، نمایندگان سندیکا که منتخب از کارگران بودند ، برای طرح مطالبات کارگران بیکار که دریافت بیمه بیکاری ، اشتغال به کار و پرداخت حقوق معوقه کارگران از طرف شرکتهای ساختمانی بود ، به استانداری و شرکتهای ساختمانی مراجعه میکردند ، اما با وعده و وعید استاندار و مدیران این شرکتها مواجه میشدند .
پس از اینکه تلاش نمایندگان کارگران از این راه به نتیجه ای نرسید سندیکا اقدام به سازماندادن تظاهرات خیابانی و تجمع در مقابل مراکز دولتی بویژه استانداری و بستن چهارراهها در شهر نمود . مبارزه متحد و متشکل کارگران دولت را وادار کرد تا 600 نفر از کارگران بیکار از طریق اداره راه در یک شرکت جاده سازی در جاده   نران  استخدام کند ، در عین حال دولت قبول کرد تا به کارگران وام بیکاری پرداخت کند .
در طول سال 58 بارها سندیکای کارگران بیکار اکسیون و تظاهرات صدها نفری کارگران برای خواست و مطالباتشان را رهبری و سازماندهی میکرد ، کارگران برای نیازهایشان چاره جویی میکردند بخصوص  در مرکز سندیکا که محله تازه اباد و یک محل تجمع دیگر در شهربانی قدیم در خیابان فرح بود ، خواست کارگران در اکسیونها و تظاهرات تکرار میشد و خود را نشان میداد این بود :
( گرسنه ایم ، گرسنه – کارگریم ، کارگر – بیکاریم ، بیکار !)
کار برای کارگر !

این اکسیونها به اهرم فشاری برای رژیم و کارفرمایان تبدیل شد تا سریع تر به خواست ها و مطالبات کارگران گردن نهند .
سندیکا علاوه بر مبارزه در راه خواستها ی کارگران بیکار در جهت کسب خواستهای کارگران شاغل هم اقدامات مهمی انجام داد از جمله مبارزه برای دریافت دستمزد و مزایای معوقه کارگران ساختمانی ماد . کارفرمایان شرکت ماد ناچار شدند تا به خواست کارگران گردن نهند و با پیگیری سندیکا مبلغ 8 میلیون تومان حقوق معوقه کارگران شرکت ماد گرفته و طبق لیست بین کارگران این شرکت تقسیم کنند بعد از این اقدام کارگران شرکت ماد به سندیکا روی اوردند و به عضویت ان درامدند .
همچنین از اقدامات دیگر سندیکا میتوان به موارد زیراشاره کرد:
مشارکت در لوله کشی اب محله گردی گرول
شرکت مستقل و دادن قطعنامه در اول ماه مه سال 58
مبارزه در مقابل توطئه باند مفتی زاده و کمیته انقلاب اسلامی
پشتیبانی فعال از مصادره زمین توسط دهقانان فقیر در بخشهای کامیاران – مریوان و دیواندره
در هجوم 28 مرداد سال 58 به کردستان و به شهر سنندج و دست اندرکاران و فعالین اصلی این سندیکا مجبور به ترک محل کار و زندگی خود و یا برگزیدن  زندگی مخفی ، این تشکل همچون خانه کارگر تعطیل شد و بعد از تسخیر شهر ها در پاییز 58 توسط نیروهای انقلابی و پیشمرگان سندیکا دوره تازه ای از فعالیت و تحرک خود را از سر گرفت اما در این دور سندیکا حرکت و خواستهای کارگران بیکار تحت شعاع مسائل عمومی تر قرار گرفت و قوام دور گذشته را نداشت و با حمله مجدد نیروی رژیم در فروردین 58 به شهر سنندج عمر این تشکل هم به پایان رسید .

شورای کارگری شاهو و پوشاک
کارگران کارخانه های پوشاک شاهو در سنندج که هر دو از مراکز بزرگ صنعتی کردستانند ، در فاصله سالهای 57 – 58 – 59  و تا قبل از اشغال شهر توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی ، علاوه بر مبارزه برای مطالبات کارگری خود ، در کلیه مبارزات و اعتراضات مردم در شهر سنندج نیز نقش فعالی داشتند . اولین سنت های جنبش شورایی در میان این بخش از کارگران کردستان پا گرفت . بعد از قیام کارگران این 2 بخش کارگران سنندج ، شورای کارگری خود را تشکیل داده و در جلسات مجمع عمومی در مسائل مربوط به خودشان دخالت کرده و کنترل و اداره امور کارخانه را بدست گرفتند .
کارگران این دو مرکز تولیدی در طول سالهای 59 – 58 جدا از تشکیل شورای کارگری و اعمال اراده در همه مسائل مربوط به خودشان ، و علاوه بر شرکت در همه اعتراضات و مبارزات توده ای ، در مراسم با شکوه اول ماه مه سنندج در سال 58 که بیانگر اگاهی طبقاتی کارگران کردستان و درک همبستگی شان با کارگران سراسر جهان بود ، نقش فعالی بر عهده داشتند . بطور مشخص کارگران کارخانه پوشاک در این روز با تظاهرات و راهپیمایی مستقل خود و در حالی که پلاکاردی را که روی ان نوشته شده بود  ” زنده باد اول ماه مه ، روز همبستگی جهانی کارگران ” در دست داشتند به طرف میدان ازادی حرکت کرده و به شرکت کنندگان در مراسم پیوستند . در جریان برگزاری مراسم یکی از زنان کارگر به نمایندگی از طرف کارگران این کارخانه ، در مورد اهمیت روز جهانی کارگر و همبستگی طبقاتی کارگران صحبت کرده و پیام همبستگی کارگران این کارخانه را به مناسبت این روز خواند .
شورای کارگری شاهو در مجمع عمومی خود  نمایندگانی برای 6 ماه انتخاب کردند ، این نمایندگان در طرح مطالبات و پیگیری تصمیمات محمع عمومی نقش و وظیفه داشتند از جمله خواستها و مطالبات مطرح شده که کارگران موفق به گرفتن ان از مدیریت و صاحبان کار شدند میتوان به چند مورد زیر اشاره کرد :
افزایش دستمزد که ان موقع دستمزد رسمی  63،5  بود
لغو اضافه کاری
سرویس ایاب و ذهاب جهت انتقال کارگران از محل زندگی به کارخانه و بر عکس
درست کردن سالن غذاخوری
گرفتن یک وعده غذای گرم
همانطور که در بالا اشاره شد تا قبل از اشغال شهر سنندج توسط جمهوری اسلامی شورای کارگری به یک دور کار با تجربه خود در جهت وحدت طبقاتی کارگران و پیگیری مطالبات این کارگران نقش چشمگیر داشت و بعد از اتمام یک دوره کار و عمر این تشکلهای کارگری در دوره های بعد از هجوم سراسری جمهوری اسلامی به دستاورد قیام 57 و دستاورد جنبش کارگری ، کارگران شاهو و پوشاک مجددا با برپایی مجامع عمومی و اکسیونهای مبارزات خود را از سر میگیرند که در ادامه و در جدول امار مبارزات به مواردی از ان مبارزات اشاره میشود .

کارگاههای کوچک

کارگاههای کوچک واحدهایی هستند که از 1 تا 9 کارگر در ان کار میکنند ، این کارگاهها عموما به سرمایه های خصوصی کوچک تعلق دارند ، وسایل تولید انان قدیمی و بار اوری کاراین کارگاهها پایین و با استثمار شدید کارگران و کسب ارزش اضافه زیاد همراه است .
کارگران شاغل در این بخش با مسائل  عمومی سایر بخش های طبقه کارگر از قبیل بیکاری ، پراکندگی ، اخراج ، کار کنتراتی ، کاهش دستمزد و شرایط ناامن و ….. دست به گریبان هستند ، اما گذشته از اینها خصوصیات مشترک ، دارای ویژگیهایی نیز هستند از جمله اینکه مکان نسبتا ثابتی در تولید اجتماعی و تمرکز معینی در محل کار دارند و این زمینه ای برای متشکل شدن حول مطالبات مشخص و مشترکی است .
در شهر سنندج صدها کارگاه و مرکز کوچک وجود دارد که هزاران کارگر در سنین مختلف در انها مشغول بکارند قراردادهای بین کارگر و کارفرما برای پرداخت دستمزد ، عموما بر اساس کار کنتراتی و قطعه کاری یا به شکل پرداخت مزد  روزانه یا هفتگی میباشد که دستمزد کار بچه ها بیشتر هفتگی پرداخت میشود و تحت عنوان فراگیری و ماهر شدن دستمزدهایشان را در حد پایین قرار میدهند که حداکثر دستمزد بچه ها هفته ای 300 تومان میباشد اماری که در دسترس داریم حدود 3000 ( سه هزار ) نفر از این بچه ها در کارگاهها کار میکنند .
ساعت کار معمولی این کارگاهها 10 الی 12 ساعت میباشد که گاهی اوقات با شب کاری یا اضافه کاری به 15 ساعت میرسد . حدود سنی کارگران این کارگاهها از 8 سال تا کارگرانی که 30 سال سن دارند میرسد .
عوارض وسختی ناشی از کار این کارگران بسیار زیاد و متنوع است از جمله میتوان خلاصه اینها را گفت :
در جوشکاریها –  نانوایی  – مکانیکی – صافکاری – بلوک زنی – شیشه بری – شیرینی پزی – خیاطی – صنایع فلزی – موزائیک سازی – دامداری – نجاری – تراشکاری – سنگبری – نساجی – غذاخوری – و ….. کارگران با سرو صدای زیاد وسایل کار – حمل سنگین وسایل در محل کار – صدای دستگاه و موتورها – نور ناشی از کاربیت و جوش – استفاده از پرس و اره برقی – نشستن پشت دستگاه و شیوه ثابت کار کردن – فرو رفتن براده اهن و چوب در حین برشکاری در چشم و بدن – الوده بودن بدن و لباس کارگران به گریس و روغن و خاک – در گرمای زیاد و جلو حرارت زیاد ساعتها کار کردن و … اینها هر کدام عوارضهایی به بار اورده که در حال حاضر کارگران این کارگاهها مبتلا به بیماری یا سوانح ناشی از کار هستند . و کمتر مواردی پیش میاید که سرمایه داران خسارت ناشی از سوانح را پرداخت و به کارگر بدهند .
دستمزد کارگران همچنانکه در بالا یاداوری شد بشیوه یکسان نیست و هر کدام از صنفها و حتی کارگاهها ی  یک رشته و یک صنف به یک شیوه  پرداخت نمیشود اما متوسط دستمزد روزانه کارگران 120 تومان میباشد .
از کل کارگران کارگاههای کوچک در صد کمی از انان تحت پوشش بیمه هستند و در ماه  7% الی 9% به نسبت دستمزدشان باید حق بیمه بپردازند و اینان بیشتر کارگران ماهر و با سابقه هستند و کمترین استفاده را هم از بیمه بودنشان میبرند .

 

در جدول زیر برای اشنایی بیشتر با نقطه تمرکزهای کارگران ادارات دولتی و موسسات خصوصی و کارگاههای کوچک و بعضی مشخصات دیگر از طریق جدول تعدادی از انان را معرفی میکنیم :

رشته های کار                                                 تعداد کارگران                     نانوایی ها                                                         300                                        250                                                                                          نانوایی در شهر وجود دارد

موزائیک سازی                                              150                                     

گرمابه ها                                                       1000

کارگران مغاره ها                                         3000                                قصابی ها = اتوشویی ها = قهوه خانه ها =
                                                                                                                 واکسی و تعمیر کفش و …….
خیاطی                                                           2000

شیشه بری                                                   150                                   در کل 54 مغازه شیشه بری

سنگبری                                                      100     

نساجی دستی                                             200                                  محل تمرکز این کارگاهها در خیابان
                                                                                                              سیروس = محله شریف اباد = خیابان
                                                                                                              مردوخ= و سرتوپوله= هستند
شهرداری                                                700=800                           کارگران شهرداری در بخشهایی مثل:
                                                                                                             فضای سبز= جاده سازی و رفتگران و….
                                                                                                             کار میکنند
اداره برق                                                400                                      شامل دو بخش اداری و دو بخش مولد نیرو
                                                                                                             در گریزه و فیض اباد
شرکت شاهو                                         240                                      واقع در جاده سیلو به گریزه نزدیک بهشت
                                                                                                              محمدی
نساجی بنیاد مستضعفان                        200                                      

کفش زریوار                                         80                                        دولتی و خصوصی است وابسته به سرمایه
                                                                                                            گذاری غرب سالانه 600 هزار جفت کفش
                                                                                                            تولید میکند 
کارخانه پوشاک                                142                                         بیشتر کارگران این کارخانه زن هستند

کارخانه شاهو                                  330 = 350                              30%خصوصی و 70% دولتی

شرکت نفت                                     300

اداره راه                                         1500                                     راننده= نقاش= تراشکار= جوشکار= صافکار=
                                                                                                       مکانیک و کمک مکانیک

جدول زیر متعلق به این رشته و صنفهایی برمیگردد که عمدتا تعمیرات ماشین انها را ایجاب میکند مانند ،جوشکاری= باطری سازی = تعویض روغن= سرویس کار یا ماشین شویی= جلوبندی سازی= تودوزی= اپاراتی و ……درو پنجره سازی = الومینیوم سازی= تانکر سازی و مواردی دیگر:

محل کار کارگاهها                                                          تعداد کارگران

کمربندی فیض ابادبه 25 شهریور                                  200 = 300
تقتقان                                                                                 300
استانداری                                                                          150
حاجی اباد بالا و پایین                                                        1000
خیابان حسن اباد                                                                80 و غفور 200
خیابان ششم بهمن                                                            80 خیابان ادب 30
شریف اباد                                                                        50
خیابان وکیل                                                                     30
عباس اباد                                                                         500 میدان نبوت و گلشن 600
ناصر خسرو                                                                      40 خیابان فردوسی 100 خیاط
خیابان سیروس                                                               100

 

کارگران ادارات و موسسات دولتی سنندج

بخشی از کارگران سنندج در ادارات و موسسات دولتی از قبیل : شهرداریها ، ادارات راه ، اب و برق ، جهاد سازندگی ، بیمارستانها ، شرکت نفت ، دخانیات ، مسکن و شهر سازی و …. مشغول بکارند که تنها عده معدودی از انان رسمی میباشند و بقیه بشکلهای قراردادی (3 ماهه و 6 ماهه و 89 روزه ای و …. ) و پیمانی کار میکنند .
حقوق این بخش از کارگران  بسیار ناچیز و نازل و شرایط کار انان بسیار دشوار است . نه از خدمات درمانی کافی بر خوردارند و نه مسکن مناسبی دارند و نه امنیت شغلی بخصوص ان دسته از کارگران که قراردادی و پیمانی هستند همواره در معرض تهدید و اخراج و بیکاری قرار دارند و دولت با انان قراردادهای 89 روزه ای می بندد تا تعهدی به رسمی شدنشان نداشته باشد . در طول جنگ ایران  و عراق و مقطع بیکار سازیها به بهانه های گونا گون از جمله امتناع از رفتن به جبهه اخراج کرده اند برای نمونه در سال 64 از 3000 نفر کارگر سازمان اب که در سد قشلاق کار میکردند تنها 100 نفر بر سر کار ماندند  مانند همین اخراج 20 نفر از کارگران اداره برق در اسفند 64 و اخراج 45 نفر از کارگران مسکن و شهر سازی در سال 64 و ….

شرایط کار

شرایط کار کارگران ادارات و موسسات دولتی شاق و بسیار سخت است علیرغم ساعت کار طولانی 12 تا 13 ساعته کارگران بخشهای مختلف در معرض و اسیب دیدگی و بیماریهای سخت همچون بیماری ریوی و رماتیسم  قرار دارند برای نمونه کارگران اداره برق در معرض برق گرفتگی ، کارگران شهرداری در میان زباله ها و دود و خاک در معرض انواع بیماریها هستند ، کارگران سازمان اب هنگام  سرما و فصل بهار و زمستان دائما با اب و لوازم خیس سرو کار دارند و در محیط مرطوب در معرض بیماریهای رماتیسم قرار دارند و ….

دستمزد

 کارگرانی که در ادارات دولتی کار میکنند دستمزدها به نسبت رسمی و قراردادی تفاوت دارد دستمزد کارگران رسمی حقوقی معادل 4500 تومان در ماه و کارگران قراردادی و پیمانی 170 – 150 تومان در روز دریافت میکنند در موارد زیادی این کارگران اضافه کاری و شب کاری میکنند و گاهی اوقات در ماه به جای 176 ساعت کار 245 ساعت کار میکنند یعنی 69 ساعت اضافه کاری اما هنگام پرداخت حقوق و دستمزد نصف دستمزد اضافه کاری را تحویل کارگران میدهند .
از کمبودهای این بخش از کارگران که به دلیل نداشتن تشکلهای خود و نداشتن ارتباط کافی و وسیع با دیگر بخشهای کارگری و جلب پشتیبانی انها ز اعتراضات و مبارزات خود بوده است . از همین رو رژیم گاهی توانسته است انها را بطور دسته جمعی اخراج و یا حقوقشان را به بهانه های مختلف و یا حق اضافه کاری و حق شیفت شب کاری انها را نپردازد . رژیم میکوشد در میان کارگران رسمی و کارگران پیمانی و روز مزد تفرقه بیندازد و شدیدترین استثمار و بی حقوقی را بر کارگران پیمانی و روز مزد تحمیل کند ، کارگران رسمی را هم با تهدید و اخراج به محافظه کاری بکشاند . از جمله خواستها و مطالبات این بخش از کارگران موارد زیر میباشد :
رسمی شدن کارگران پیمانی و روز مزد ، بهره مند شدن از بیمه های اجتماعی و خدمات درمانی ، افزایش دستمزد ، کاهش ساعت کار ، پرداخت حقوق معوقه ، پرداخت اضافه کاری ، حق مسکن ، حق ایاب و ذ هاب و ….
کارگران موسسات دولتی صرفنظر از این که در چه موسسه و اداره ای و چه خواست و مطالبه ویژه ای دارند ، علاوه بر این که میتوانند و باید متحدانه در برابر فشار های رژیم و بخاطر دفاع از حقوق خود ایستادگی کنند همچنین باید در مبارزه سراسری کارگران برای یک قانون کار دموکراتیک و انقلابی که در ان همه خواستهای کارگران اعم از اقتصادی  ، رفاهی  و سیاسی  برسمیت شناخته شود ، شرکت نمایند . در عین حال این بخش از کارگران باید بکوشند محافل و مجا مع کارگری خود را ارتقا دهند و دست به ایجاد تشکلهای بزرگتری چون سندیکا اتحادیه و شورا بزنند و با ارتباط با دیگر بخشهای کارگری و پشتیبانی از مبارزات انان متقابلا ازپشتیبانی انان در مبارزات خود بهره جویند و از تجارب بخشهای مختلف و مبارزات کارگران و تشکلهای انان استفاده نمایند همچنین انها باید مانند دیگر کارگران شعارها و خواسته های سراسری طبقه کارگر از قبیل : افزایش دستمزد به تناسب تورم ، 40 ساعت کار و دو روز تعطیل در هفته ، ازادی اعتصاب و تشکل و نظایر انرا به پرچم مبارزات خود تبدیل نمایند .

نکاتی پیرامون کارگران فصلی = پروژه ای

بیکاری وسیع و کمبود کار و شغل ثابت بخش زیادی از کارگران کردستان را واداشته است تا به کارهای فصلی و موقت چون کار ساختمانی و برخی ادارات دولتی و کار پروژه های جاده سازی و پل سازی ….
در سنندج و بخشهای چم شار = لیلاخ = ژاورود = بخش زیادی از کل کارگران را کارگران فصلی = پروژه ای تشکیل میدهند که توضیحات مختصر زیر در اشاره به کارو زندگی این بخشها میباشد :
همانطور که در بالا یاداوری شد بخش اعظم کارگران سنندج در این مراکز مشغول بکارند : کارگران ساختمانی = پل سازی = جاده سازی = فضای سبز شهرداری ، شرکتهای ساختمانی و بعضی ادارات دولتی مانند اداره راه ، اب و برق ، مسکن و شهر سازی و کارگران روستایی و ……..
این بخش از کارگران رسمی نیستند و شامل هیچ نوع قانون کاری نیستند بنابر این استثمار وحشیانه ، ساعت کار طولانی ، پایین بودن دستمزد ها ، ناامنی شغلی و سایه اخراج و عدم تامین بیمه های درمانی و اجتماعی و دیگر حق و حقوقها و دیگر محرومیتها از خصوصیات و شرایط کار و زندگی این کارگران و خانواده هایشان میباشد .
کارگران فصلی = پروژه ای سنندج ، بخشی از انان در خود شهر و اطراف شهر سنندج کار میکنند و بخشی هم به خارج از شهرهای کردستان میروند و در انجا مشغول به کار میشوند که در زیر اشاره ای به این دو بخش داریم :

کارگران میدان سنندج

بخشی از کارگران ساختمانی شهر و روستاهای اطراف بخصوص چم شار هر روز صبح در دو محل مشخص یکی میدان مرکزی شهر (دور میدان ) و دیگری در انتهای خیابان سیروس (میدان نبوت ) تجمع میکنند و چشم انتظار صاحب کار میمانند . نسبت کارگرانی که شانس پیدا کردن کار را داشته باشند حد پایینی را تشکیل میدهند و قسمت عمده کارگران بیکار میمانند که یا بدون اینکه چیزی گیرشان بیاید دست خالی به خانه باز میگردند یا در نصف روز و با ناامیدی از بازیافتن کاری به دستفروشی (نان فروشی = نایلون فروشی = سیگار فروشی = کوپن فروشی و ….) میپردازند و این صحنه هر روز تکرار میشود .
تعدادی از همین کارگران ساختمانی ماههایی از سال شغل ادامه کارتری را با کار پیمان کاری یا کارهای متفرقه مانند خانه سازی با پیمان کاران یا با بناها به مدت چند ماهی مشغول میشوند با هر بنا معمولا از 4 کارگر تا 15 کارگر کار میکنند .
دستمزد این کارگران بنا به دلائلی از جمله بیکاری وسیع در نوسان است از 200 تومان تا 350 تومان میزان دستمزدها میباشد . در اواخر فصل کار کارگران روستایی و کم بودن کار در شهرها در پاییز و زمستان و روی اوری کارگران روستایی به شهر سطح دستمزدها پایین میاید .
کارگران دور میدان ، ابتدای سال 58 با 200 تومان کار میکنند و با تصمیم گیری جمعی و توافقاتی در مرحله هایی به 250 تومان و در اواخر بهار 68 دستمزد به 350 تومان میرسد . 

کارگران فصلی = مهاجر

این کارگران برای یافتن کار ماههایی از سال راهی شهرهای خارج از کردستان میشوند ، این بخش از کارگران بیشتر به شهرهایی چون تهران ، دماوند ، قزوین ، اصفهان ، ایرانشهر ، بنادر جنوب حمل بار در کشتیها و بیشتر در کارهای ساختمان سازی و پروژه های تا حدودی دراز مدت ، بخش خیلی کمی به کارهای صنعتی و فنی مشغول میشوند .
این کارگران به مدت 3 ماه یا 6 ماه که در خارج از کردستان کارمیکنند مسکن و سر پناه مناسب ندارند و اکثرا محل مشخصی را هم برای استراحت ندارند ، بعضی موارد کارگران د رجمعهای تا 5 نفره یک اتاق را کرایه میکنند و بعضی موارد در ان محل که کار میکنند در ان نقطه هم استراحت میکنند و محل زندگیشان هم میشود  اکثرا کار کنتراتی و اضافه کاری و شبگاری مکنند تا مزد بیشتری دریافت کنند و بتوانند در بقیه ماههای سال زندگی بخور و نمیر را تامین کنند .
کیفیت غذا و مصرف مواد غذایی و تامین انرژی لازم برای کار در حد بسیار پایین است و معمولا غذای سرد و معممولی مصرف میکنند .
جدا از ساعت کار طولانی 12 = 13 ساعته اضافه کاریها در ماه سر به 60 ساعت و به بالا هم میزند .
مسئله دیگر ارتباط این کارگران با کارگران دیگر ملیتها و کشورها است در سالهای اخیر تفرقه اندازی زبان ، ملیت ، مذهب و ….که سرمایه داران به ان دامن زده اند خیلی ضعیف شده و مراودات عادی و حتی ادامه کار کارگران کرد (سنندج ) با دیگر کارگران ایران و کارگران افغانی خیلی برجسته است و این را میتوان در دهها نمونه مبارزات دسته جمعی کارگر کرد و ترک و بلوچ و افغان ، هم صدا با هم علیه سرمایه داران و صاحبان کار دید مبارزاتی که کارگر کرد جدا از ملیت و مذهب به خاطر اخراج کارگر افغانی دست به اعتراض و تعطیلی کار زده است . کارگران مهاجر تجارت مبارزاتی فراوان کسب کرده اند و در مبارزات خود در تحمیل خواستها و مطالبات به صاحبان کار مبارزات خود را اکثرا به شیوه تعطیل کردن موقت کار ، اعتصاب چند روزه ، تهدید کارفرما ، تعیین نماینده و تجمع در دفتر ادارات و موسسات سرمایه داران ، مبارزات خود را پیش برده اند .
در جریان سالها کار و مبارزه و زندگی به دور از خانواده و اشنایی با دیگر بخشهای کارگری و ……      در میان کارگران مهاجر ، کارگران پیشرویی بار امده اند که تجارب فراوانی در پیش برد مطالبات کارگران کسب کرده اند و این چهره ها عملا بیان و زبان نیاز و مطالبات کارگران مهاجر هستند و هر کدام جمعی را اطراف خود دارند و نه فقط در خارج از کردستان و در محل کار بلکه هنگام برگشتن و زندگی در شهر یا روستا خانه و محل زندگیشان جای سوال و جوابهای زندگی کارگران میباشد .

اشاره ای به محلات حاشیه ای شهر

محلات حاشیه ای شهرهای کردستان محل زندگی کارگران زیادی میباشد و کارگران سنندج و کارگرانی که در بخشهای مختلف در این جزوه به مسائل مختلف کارشان اشاره داشتیم در این محلات زندگی میکنند :
عباس اباد= کانی کوزه له = کانی کورگ علی = انتهای فیض اباد = تقتقان = گردی گرول = حاجی اوا = قسمت بالا و پایین = غفور = زور اباد = شریف اباد = رستم اباد .
اگر بخواهیم از وضعیت هر کدام از محلات صحبت بکنیم و بنویسیم خود صحبتهای طولانی میخواهد ولی نکات مشترک و محرومیتها و مطالبات مشترک را میتوان اینها را نام برد :
هر کدام از این محلات جمعیتی 8 = 10 هزاز نفری را تشکیل میدهند ، در این محلات یک یا دو واحد درمانی که اغلب مراجعه کنندگان و مریضها با دست خالی ، به خاطر نبودن دارو و یا گرانی ان ، برمیگردند ، عدم امکانات رفاهی مثل اسفالت کوچه ها ، خانه سازی غیر عادی و حتی بدون حصار و خانه گلی ، تعداد مدارس کم است همچنین نانوایی = حمام = شعبه پخش نفت و مینی بوس برای رفتن به مرکز شهر و برگشتن و …. کم است و نیاز ساکنین این محلات را براورده نمیکند .
اب و برق از نیازهای اولیه در حد کم و ابتدایی وجود دارد و بندرت و با پول سر سام اوری تهیه کرده اند مثلا برای لوله دو اینچی اب لوله کشی 15 تا 20 هزار تومان پول عوارض شهرداری باید بدهند ، برای هر شماره کنتور برق 15 امپری مبلغی در حدود 8 تا 10 هزار تومان باید عوارض بدهند و جیره و قانع کردن کارمندان پایین هم خود نیاز به پول دارد که باید ساکنین این محلات بپردازند .
هنگامیکه مصرف اب شهر و ساکنین شهر بالا برود اولین محلهایی که اب لوله کشی انها کم شود یا قطع شود و یا خاموش برق بیشتر روی این محلات سرشکن میشود . 
زنان و بچه های این محلات دوش بدوش مردان مجبورند برای تامین معیشت کار کنند و کارهای دستی مثل نخ ریسی ، قالی بافی و پختن نان برای فروش ، و بچه ها به انواع شغلهای کذایی مثل نان فروشی و نایلون فروشی و سیگار فروشی مشغول باشند تا زندگی بخور و نمیر را تامین کنند . 
این محلات که خانه سازی و تاسیس انها تا 15 سال میرسد مبارزات زیاد و متنوعی داشته اند این مبارزات برای بدست اوردن امکانات رفاهی مانند اب = برق = امکانات درمانی و مدرسه و علیه تعدی و زور برای خانه سازی و جلوگیری از تخریب خانه هایشان در مقابل ماموران شهرداری و اسلحه بدوشان دیگر بشیوه های مختلف مثل در گیر شدن و کتک کاری ماموران شهرداری و پاسبانها = راهپیمایی دسته جمعی و تجمع در مقابل استانداری و ادارات دولتی = دادن قطعنامه و تعیین نماینده برای مذاکره و درخواست مطالباتشان و …. مبارزه کرده اند و عقب نشینیهایی به دولت تحمیل کرده اند ، اماری که در دسترس بود و قطعا امار جامع تعداد مبارزات نسبت تا سال 66 مبارزات دسته جمعی ساکنین این محلات به 35 در صد میرسد .
اشاره به چند نمونه از مبارزات کارگری در این دوره ( 60 = 67 ) برای تحقق خواستها و مطالبات خود .

تاریخ   مرکز کار  نوع مطالبه و مبارزه   شکل مبارزه

1360  کارخانه شاهو  ایجاد سالن غذا خوری   انتخاب نماینده
     سرویس رفت و امد =
     افزایش دستمزد=لغو
     اضافه کاری
1360  شرکت نفت   اضافه دستمزد   مجمع عمومی
1360  کارخانه شاهو  مخالفت با تشکیل شورای   مجمع عمومی
     اسلامی در کارخانه
1361  شرکت نفت   اضافه دستمزد   مجمع عمومی
1361  کارخانه شاهو  ایجاد تعاونی    مجمع عمومی
1362  کارخانه شاهو  بحث روی طرح طبقه بندی   مجمع عمومی و
     شاغل و انتخاب نماینده جهت انتخاب نماینده
     مذاکره با اداره کار
اول مه 64 کارگران کارخانه ها برگذاری اول مه     تعطیلی و نرفتن سر کار
  و کارگاهها و …….
1364  اداره مسکن و شهر خواست حقوق معوقه   اعتصاب
  سازی
1364  شرکت اروند  خواست حقوق معوقه   اعتصاب
مرداد 64 بنیاد مسکن  گرفتن خرج ایاب و ذهاب  تجمع در محل
مهر 64  شرکت سهامی   علیه باج و خراج   اتش زدن صندوق کمک
  کارگران       به جنگ
ابان 64  شرکت ساختمانی  علیه باج و خراج   جواب ندادن به پاسداران
  ماد
تاریخ  مرکز کار   نوع مطالبه و مبارزه  شکل مبارزه

مهر 64  اداره راه   علیه باج و خراج جنگی   اظهار مخالفت جمعی
1364  کارگران بخش ساختمانی  مزایا و مسکن   اعتصاب
   رادیو و تلویزیون 
  شرکت گرافوس  1=پرداخت دستمزد  3 روز اعتصاب
     2=تامین سرویس اباب وذهاب
     3=ایمنی محل کار
     4=عدم اخراج کارگران
     5=حق اولاد و مسکن
     6=بیمه بیکاری64
اول مه  کارگران بخشهای  برگزاری اول مه   مراسم در کارخانه شاهو
1365  مختلف       و محافل مختلف
1365  کارخانه شاهو  علیه باج و خراج جنگی  اعتراض دسته جمعی درمحل          کار
مرداد  کارگران بیمارستان علیه اخراج و برای رسمی     
1365  توحید   شدن و لغو کار قراردادی
1365  شرکت ساختمانی نادر برای حقوق معوقه   تهدید به تعطیلی و اعتصاب
شهریور 65 کارگران دفتر فنی  برای گرفتن دستمزدمعوقه  اعتراض دسته جمعی درمحل          اداره
1366  کارگران خیاط  امتناع از دوختن لباس نظامی اعلام مخالفت علنی و جمعی
     به جبهه
مه 66  کارگران سنندج  برگزاری اول مه   میتینگ و …..
1366  کارگران تربیت معلم برای حقوق معوقه   اعتصاب
1366  کارگران گرافوس  افزایش دستمزدو  علیه شرایط اعتراض دسته جمعی
     نا مناسب کار
1366  شرکت ساختمانی هومور افزایش دستمزد   اعلام خواست دسته جمعی
تابستان 66 شرکت امکان الکتریک علیه اخراج همکارانشان  اعتصاب
  (نسب برق )
مه 67  کارگران سنندج  برگزاری اول ماه مه   میتینگ و مراسم
1367  کارخانه شاهو  3 مورد مبارزه علیه تفیقات  اعلام علنی در محل کار
     جنگی

تاریخ  مرکز کار  نوع مطالبه و مبارزه  شکل مبارزه

1367   کارخانه شاهو  حول مطالبات فوری کارگران  مجمع عمومی
1367  کارگران مخابرات  برای دریافت حقوق معوقه  خواست دسته جمعی و اعلام
         ان به مدیریت
1367  کارخانه شاهو   برای بازگشت به کار چند  اعلام دسته جمعی به مدیریت
     کارگر اخراجی
1367  کارگران شهرداری برای حقوق معوقه   اعتصاب یک هفته ای انتخاب
  ( بخش فضای سبز)     نماینده

مروری بر مبارزات کارگری از سال 60 تا 67

با نگاهی به جدول در وحله اول انچه به نظر میرسد رشد سعودی مبارزات و تکثیر مبارزات و مطالبات کارگران میباشد اگر به دلائل کم بودن تعداد مبارزات کارگران در 59 و 60 و تا اواخر 63 بپردازیم باید نقش عدم تشکلهای توده ای کارگران و تاثیر این کمبود در مبارزات کارگران اگاه بود و دیگر اینکه جمهوری اسلامی در این سالها با یورش خود به دستاوردهای انقلاب 57 و موج ترور و خفقان در سراسر ایران و حمله به کردستان و به تبع ان در شهر سنندح هم ان موج سرکوب وحشیانه و اعدام و زندانی کردن رهبران هر نوع خواست و مطالبه را به اجرا دراورد و به دستاوردهای کارگران بخش های مختلف از جمله بیکاران ، تشکلهای شورای شاهو و پوشاک  حمله برد و محدودیتای زیادی بر انان تحمیل نمود .  
در سال 64 و سیاست های بیکار سازی جمهوری اسلامی هم دامن کارگران سنندج را گرفت و تعداد زیادی از کارگران بخصوص ادارات و موسسات دولتی را فرا گرفت برای نمونه اخراج و بیکاری بیش از 2000 نفر از کارگران سد قشلاق را نام برد . اما در همین سال عرصه های مختلف مبارزه کارگران از جمله علیه اخراج برای گرفتن حقوقهای معوقه و علیه باج و خراج جنگی ، میدانهایی بودند که کارگران با حرکتهای دسته حمعی همچون اعتصاب ، تجمع در محل کار ، و اظهار مخالفت جمعی و علنی با ماموران و رشوه بگیران ، قدرت و اتحاد خود را نشان دادند و این حرکتها دور تازه ای از مقابله قدرتمند ترو متحد تر کارگران سنندج بود . 
از سال 65 که دور تازه مبارزات و حرکتهای سال 64 جنب وجوش تازه ای را به کارگران سنندج میداد مبارزات کارگران ادامه میابد و برای مطالبات کارگری حرکات دسته جمعی و متحدانه صورت میگیرد و علیه فشار جنگی جمهوری اسلامی هم حرکتهایی صورت میگیرد در این سال کارگران در جمعهای بزرگتری در مراسم اول ماه مه شرکت میکنند و حول مسائل و مشکلات خود صحبت میکنند .
در سال 65 و 66 و 67 همانند سالهای قبل ، در شرایط بیکاری رو به افزایش ، اخراج ، فشار جنگی جمهور اسلامی تا قبل از اتش بس ، گرانی و گسترش فقر و فلاکت ، ادامه سرکوبهای سیاه جمهوری اسلامی و یورش به کارگران مبارز و دیگر فعالین سیاسی و دستگیری و اعدام دسته جمعی انان و علیرغم اینها کارگران سنندج مراسم های روز اول ماه مه را با شکوه هر چه تمامتر و بشکل علنی و میتینگ های چند هزار نفری برگزار کردند و چون یک جنبش اجتماعی معین با مطالبات سیاسی و اقتصادی و صف مستقل خود پا بمیدان گذاشتند و قطعنامه ای که به تصویب رساندند ، در واقع مواد اساسی از یک قانون کار انقلابی و دموکراتیک ، قطعنامه ای که خواست دل زنان و مردان کارگر بود .
جدا از مراسم های اول ماه مه و نقش سراسری ان کارگران سنندج در سالهای 65 و 66 و 67 برای خواستها و مطالبات خود وهمچنین اضافه دستمزد ، گرفتن حقوقهای معوقه ، علیه اخراج بشکل جمعی و متحدانه با مجمع عمومی به مبارزه دست میزنند و انچه که مهم است در این سالها اعتصاب مثل یک شیوه موثر و کارا بیشتر از ان استفاده میشود و مدت زمان اعتصاب از یک روز تا یک هفته بطول میانجامد .
برپایی مراسم اول مه بشکل وسیع علنی در سطح شهر و بالا گرفتن اشکال اعتراضی دسته جمعی در میان کارگران نشان دهنده رشد ، اگاهی ، نضج گیری ، افزایش تجربه مبارزاتی و پختگی هر چه بیشتر پیشروان و رهبران عملی در میان کارگران مبارز سنندج است و ارتباط این پیشروان و رهبران کارگری در سطح  وسیعتر و در سطح شهر پشتوانه محکمیت برای تداوم و ارتقا مبارزات قدرتمندتر کارگری در اینده .

کارگران سنندج و اول ماه مه

تاریخچه برگزاری اول ماه مه ها در سنندج به شکل علنی و وسیع و مقاطعی اشکال محدودتر و در دوره های دیگر به شکل علنی و میتینگ های باشکوه از سال 58 شروع میشود که مروری بر این تاریخچه میکنیم .
در سنندج تظاهرات اول ماه مه سال 58    به دعوت جمعیت دفاع از ازادی و انقلاب اغاز شد . کارگران از دو نقطه یکی از میدان وسط شهر و دیگری از محل سندیکای کارگران بیکار در خیابان تازه اباد به راه افتادند و در میدان ازادی اجتماع کردند ، کارگران کارخانه شاهو و کارخانه پوشاک هم در این مراسم شرکت داشتند . کارگران در این مراسم به سخنرانی پرداختند و حول مسائل و مطالبات فوری خود و ضرورت مبارزه متحدانه برای به دست اوردن ان تاکید کردند ، اطراف محل برگزاری مراسم پر از تراکت و شعار بود و از جمله این شعارها که با خط درشت نوشته شده بود اینها را میتوان نام برد :
کارگران جهان متحد شوید ، زنده باد اول ماه مه  روز جهانی کارگر ، و مطالباتی همچون ، بیمه بیکاری ، حق اشتغال و 8 ساعت کار روزانه .
بعد از اشغال شهرهای کردستان توسط جمهوری اسلامی و همراه این ممنوع کردن اجتماعات مستقل کارگری از سوی جمهوری اسلامی کارگران سنندج تا سال 65 جشن اول ماه مه را در محلهای کار و محافل خانوادگی و به شکل صحرا رفتن و پخش شیرینی جشن میگرفتند و در این جمعها به مهمترین مطالبات روز کارگران اشاره میکردند در سال 64 از چند روز قبل از اول ماه مه شعارهایی که از رادیو های حزب کمونیست ایران پخش میشد بر دیوارهای شهر نوشته میشد . روز 11 اردیبهشت بخش قابل توجهی از کارگاههای کوچک و بزرگ در خیابانها و محلات مختلف شهر تعطیل شدند . برفراز کوه ابیدر اتش برزرگی روشن شده بود که به کارگران فرا رسیدن روز کارگر را مژده میداد . 
در اول مه سال 65   فضای عمومی شهر سنندج خبر از تعطیلی و جشن کارگران را میداد ، از چند روز قبل از اول ماه مه ، فرا رسیدن روز کارگر در سنندج کاملا مشهود بود . در کارخانه ها ، کارگاهها ، میادین کار و بین کارگران ساختمانی و صفوف مخنلف ، همه جا صحبت از برگزاری اول ماه مه بود . شعارهای اول مه بر در و دیوار نقش میبست و تراکتها و فراخوانها ی حزب کمونیست ایران برای گرامیداشت اول مه در تمامی مراکز ، محلات کارگری و نقاط مختلف شهر پخش میگردد .
رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی از چند روز قبل از اول مه بر تعداد نیروهای نظامی و انتظامیش در سطح شهر و همچنین در نزدیکی کارخانه ها ، مراکز تجمع کارگران و محلات زحمتکش نشین افزوده بود . روز سه شنبه 9 اردیبهشت نمایندگان کارگران به اداره کار مراجعه کردند و سالن کارخانه پوشاک را برای بر پایی جشن مستقل کارگران در اختیار گرفتند . طی اطلاعیه هائی از سوی چند تشکل کارگری که تا روز مراسم وسیعا در سطح شهر پخش میشد ، مکان و زمان مراسم به اطلاع کارگران میرسید . بعد از ظهر اول مه کارگران کارخانه های شاهو و پوشاک بهمراه گروههایی از کارگران کارگاههای مختلف ، اصناف ، کارگران ساختمانی و کارگران بیکار مراسم مستقل خود را بر پا داشتند . در این اجتماع چند صد نفر از کارگران شرکت داشتند ، چند نفر از کارگران در باره روز جهانی کارگر و خواسته و مطالبات کارگران سخنرانی کردند . در پایان قطعنامه ای صادر و به تصویب اجتماع کنندگان رسید که بر خواستها یی چون بیمه بیکاری و تامین زندگی بیکاران ، محدودیت ساعت کار و ممنوع کردن کار قراردادی ، رسمیت یافتن تعطیلی اول مه و رسمیت یافتن و حق ازادی بر پایی تشکلهای کارگری ، تاکید گردید . گردهمایی کارگران پس از 4 ساعت در طنین شعارهای اتحاد ، اتحاد ، کارگران اتحاد پایان یافت . 
در سال 66   برای برپایی مراسم مستقل کارگری ، نمایندگان کارگران برای تعیین محل و اجتماعات کارگران به اداره کار مراجعه کردند و اداره کار کارگران را سرمیدواندند و روز دهم اردیبهشت رسما اعلام نمودند که هیچ مراسم مستقل کارگری نباید اجرا گردد . مزدوران جمهوری اسلامی با گشتیهای پیاده در دسته های 10 تا 12 نفری مسلح در نقاط مختلف به گشت زنی و بازدید عابرین میپرداختند .
اما علیرغم همه این اقدامات ضد کارگری و سرکوبگرانه خللی در اراده و عزم کارگران برای برپایی جشن اول ماه مه ایجاد نگشت روزهای نهم و دهم اردیبهشت اعلامیه و تراکتهای حزب کمونیست ایران توسط وواحدهای پیشمرگ کومه له در محلات کارگری و زحمتکش نشین پخش میشد و دست کارگران میرسید .
غروب روز دهم اردیبهشت ماه برفراز کوه ابیدر اتشی به شکل عدد 11 افروخته شده بود و اتشهایی هم در قله ابیدر بزرگ و قله کوچکه ره ش ، که در معرض دید شهر سنندج و ابادیهای اطراف شهر بود ، خبر از برگزاری شکوهمند اول مه میداد .
بعد از ظهر 11 اردیبهشت ، ساعت 2 بعد از ظهر اجتماعات بزرگ و مستقل کارگری در نقاط مختلف از جمله در پاساژ عزتی کارخانه پوشاک ، کارخانه شاهو ، 300 تفر از زنان مبارز و انقلابی در یکی از محلات شهر ، کارگران قناد و خانواده های کارگری برگزار گردید .
بزرگترین مراسم گرامیداشت روز کارگر در سال 66 گردهمایی کارگران در پاساژ عزتی بود : ساعت 2  بعد از ظهر مراسم با یک دقیقه سکوت به خاطر کارگران  جان باخته شیکاگو و دیگر کارگران شروع شد و بعد از پیام هیئت برگزاری مراسم ، چندین کارگر در مورد ضرورت ایجاد تشکلهای کارگری مانند اتحادیه و سندیکا ، کار طاقت فرسا و ضرورت کاهش ساعت کار روزانه و ممنوعیت کار برای کودکان ، اماده نمودن تسهیلات لازم برای پرورش فرزندان کارگران از سوی دولت ، بیمه بیکاری و نبود امنیت شغلی در کارگاهها ی خصوصی ، مشقات ناشی از جنگ ایران و عراق و شعار قطع جنگ ، سخنرانیهایی توسط کارگران انجام گرفت ، در میان سخنرانیها سرود و نمایشنامه برگزار میشد و در اخر کارگران قطعنامه ای 17 ماده ای را تصویب نمودند .
مراسم در ساعت 6 عصر با شعارهای کارگری و شاد باش روز اول ماه مه و زنده باد حزب کمونیست ایران به پایان رسید .
در سال 67  اول مه در شرایطی برگزار گردید ، که جنگ ایران و عراق ادامه داشت و جمهوری اسلامی با تبلیغات جنگی اش و با براه انداختن گشتیهای کمیته و ثارالله جهت شکار جوانان به بهانه سربازگیری و بهانه های دیگر و بار دیگر مانورهای ضد کارگری و ضد انسانی سعی در ایجاد فضای رعب و وحشت نموده تا بلکه روحیه مبارزاتی توده های کارگر را پایین بیاورد و از برگزاری مراسم مستقل کارگران جلوگیری کند .
از چند روز قبل از اول ماه مه ، سراسر شهر و محلات و مراکز کارگری ان سیمای دیگری داشت که همگی حاکی از تدارک و کسب امادگی برای برگزاری مراسم اول ماه مه بود ، تراکتها و نشریات حزب کمونیست در سطح شهر از روزهای قبل از مراسم در همین زمینه پخش شده بود . 
سر انجام در روز اول مه در شهر سنندج و اطراف ان مراسمهای متعددی در گر ا میداشت روز همبستگی جهانی کارگران در چند محله شهر از جمله خیابان مردوخ ، سیروس ، حاجی اباد ، کانی کوزه له ، گلشن ، تقتان ، عباس اباد ، شریف اباد و کانی ماما تکه و بیرون شهر در دامنه ابیدر و میتینگی در سالن دبیرستان رنج اوری ( رازی سابق ) برگزار گردید .
یک هفته قبل از روز اول ماه مه نمایندگان کارگران به اداره کار مراجعه میکنند و جایی را برای برگزاری مراسم انان میخواهند که معرفی میکنند ، بعد از کارشکنی زیاد و تحت اجبار عاقبت سالن دبیرستان رازی سابق واقع در خیابان وکیل را معرفی میکنند .
با وجود تاخیری که اگاهانه از جانب اداره کار جهت معرفی مکان مراسم صورت گرفت ، از ساعت 1  بعد از ظهر تا ساعت 3  بعد از ظهر هزاران تن از کارگران و زحمتکشان در انجا جمع شدند .
مراسم در ساعت 3  بعد از ظهر با خوشامد گویی به حاضرین از جانب مجری ، با سرود و یکدقیقه سکوت بیاد کارگران شیکاگو و دیگر کارگران جانباخته و مبارز ، مراسم شروع شد . 
پوسترها و تراکتهای زیادی در اطراف محل مراسم و در سالن نصب شده بود از شعارهای روی این تراکتها از جمله اینها بود : کارگران جهان متحد شوید ، ما کارگران و زحمتکشان کردستان پشتیبانی خود را از مبارزات کارگران و زحمتکشان فلسطین اعلام میداریم ، ما کارگران کردستان بمباران و موشک باران شهر ها رامحکوم میکنیم ، چاره ستمدیدگان وحدت و تشکیلات است و ……  .
در طول مراسم جدا از اجرای سرود و نمایشنامه 3  نفر از کارگران در مورد 40 ساعت کار و دو روز تعطیلی در هفته ، و بیمه بیکاری برای کلیه افراد بیکار زن و مرد بالاتر از 18  سال سخن کفتند .
نماینده ای از طرف اداره کار جهت شرکت در مراسم به محل امده بود و جرات امدن به میان کارگران را نداشت و ابتدا قصد سخنرانی در مراسم را داشت اما از زمانیکه اوضاع را بر وفق مراد خود ندید از سخنرانی صرفنظر کرد و انجا را ترک کرد . یکی از کارگران در سخننانش اشاره به نماینده اداره کار کرد و گفت : امروز ، روز ما کارگران است و هیچ نماینده دولت و اداره کار نمی تواند در این مراسم دخالت کند .
اول مه سال 68  از مدتی قبل از فرارسیدن اول مه در تدارک گرامیداشت ، تراکت و اطلاعیه وسیعا در سطح شهر پخش گردید . در این تراکتها از کارگران خواسته شده بود تا در روز کارگر کار را تعطیل کنند ، مراسم و جشن مستقل خود را بر پا دارند و مراسم دولتی را بطور یکپارچه تحریم نمایند .
با نزدیک شدن اول مه سراسر شهر و محلات و مراکز کارگری سیمای دیگری بخود گرفته بود و شور و شوق و شادی در همه جا موج میزد . همه چیز حاکی از این بود که ا مسال مراسم اول مه ، با شکوه بسیار برگزار خواهد شد .
این اوضاع نیروهای رژیم و عوامل او را به تقلا و دست و پا زدن انداخت ، از یک طرف بر شمار واحد های گشتی خود در سطح شهر و مانور دادن انان افزود و از طرفی دیگر صبح روز 11 اردیبهشت یک مراسم فرمایشی درمحل  ا مفی تئاتر دانشگاه رازی راه انداخت که با تحریم یکپارچه کارگران روبرو شد و کارگران خود بعد از ظهر روز یازدهم اردیبهشت ضمن تعطیل کردن کار ، علاوه بر بزرگترین مراسم کارگری در سالن ورزشی تختی ، دهها مراسم جشن و سرور در میان جمعها و محافل مختلف کارگران به پا کردند . 
کارگران سنندج در شرایطی سالن ورزشی تختی را به صحنه نمایش قدرت متحد خود تبدیل کردند که پیش از ان توانسته بودند همه موانع ، سنگ اندازیها و تحدیدات اداره کار سنندج را با دقت و هوشیاری خنثی کنند . کارگران به اداره کار مراجعه کردند تا محلی را برای مراسم شان بگیرند . زمانی که عوامل رژیم از کشاندن کارگران به مراسم دولتی سرخورده شده بودند ، کوشیدند تا با سنگ اندازی از برگزاری مراسم مستقل کارگری جلوگیری کنند . از جمله گماشتگان جمهوری اسلامی در اداره کار اعلام داشتند که ان زمان مکان را برای مراسم در اختیار کارگران قرار خواهند داد که مشخصات کامل سخنرانان را به انها تحویل دهند . اما کارگران به این شرایط اداره کار گردن نگذاشتند و کشمکش بین کارگران و اداره کار در این رابطه تا ظهر روز 11 اردیبهشت ادامه یافت . در این حین کارگران که میدانستند رژیم تسلیم نخواهد شد ، تصمیم گرفتند که خودشان راسا محلی را برای برگزاری مراسم تعیین کنند و در این مودر سالن ورزشی تختی را انتخاب کردند . این خبر به سرعت در میان کارگران شهر پیچید ، کارگران در ساعت یک بعد ار ظهر دسته دسته به سمت سالن تختی به حرکت در امدند .
ساعت سه بعد ار ظهر کارگران درب سالن را باز کردند و سالن را در اختیار خود گرفتند و به تزئین و نصب تراکت و پلا کادرها اقدام نمودند روی بعضی از پلاکادرها این شعارها به چشم میخورد : کارگران جهان متحد شوید ، ما کارگران کردستان پشتیبانی خود را از مبارزات کارگران فلسطینی اعلام می داریم ، راه ما در اتحاد ماست ، روی پلاکادرها که با ستاره سرخ تزئین شده بود امضا ء کارگران ساختمانی ، کارخانه شاهو ، کارگران صنعتی و … به چشم میخورد . 
ساعت 3  بعد از ظهر در حالیکه هزاران زن و مرد در داخل و اطراف سالن اجتماع کرده بودند ، در میان شور و شوق استقبال حاضرین مراسم اغاز شد . در ابتدا یکی از کارگران به شرکت کنندگان خوش امد گفت . سپس به احترام کارگران جانباخته شیکاگو و همه جانباختگان راه رهایی طبقه کارگر یک دقیقه سکوت اعلام گردید و سخنرانان یکی پس از دیگری صحبت کردند .
نفر از کارگران سخنرانی کردند و یکی از کارگران در باره برگزاری اول مه توسط کارگران ، از جمله چنین گفت :  این روز برای ما کارگران فرصتی است تا قدرت متحد کارگران را به نمایش در اوریم و این واقعیت را اثبات کنیم که همه ثروت های این جهان حاصل کار ماست .
دیگر سخنرانان حول ضرورت ایجاد برپایی اجتماعات و تشکل های کارگری و برپایی شورا و مجمع عمومی و امکان پذیر بودن ان با تکیه به نیروی کارگران ، بیمه بیکاری و اشتغال ، ستم و تبعیضی که در جامعه بر زنان اعمال میشود و وظیفه کارگران برای بدست اوردن برابری زنان در همه عرصه های کار و زندگی اجتماعی ، و کارگر 15 ساله ای در باره کار کودکان و جوانان کمتر از 18 سال و اینکه چگونه سرمایه داران از تنگدستی خانواده های کارگری برای استثمار فرزندانشان استفاده میکنند ، هر کدام صحبت کردند .
در طول مراسم و در فاصله سخنرانی ها چند نفر از کارگران با خواندن سرود و ترانه شور و شوق بیشتری به مراسم بخشیده بودند . مراسم با خواندن سرود اتش سرخ از جانب یکی از کارگران و هم اوایی طنین انداز سایر کارگران خاتمه پیدا کرد . بعد از تمام شدن مراسم هزاران زن و مرد در حالیکه شعار میدادند با نظم و ترتیبی کم نظیر از کوچه ها مسیر سالن تختی تا خیابان شهدا ( فرح سابق ) به راهپیمایی پرداختند .
در قسمت پایانی مراسم قطعنامه ای 23 ماده ای قرائت شد و ضمن تایید ان از طرف کارگران متن چاپ شده ان نیز در میان کارگران توزیع میشد . در زیر چند بند از این قطعنامه 23 ماده ای که به امضاء کارگران کردستان بود را میاوریم : 
1 = ما خواهان برسمیت شناختن و تعطیلی 11 اردیبهشت روز جهانی کارگر هستیم .
2 = ما خواستار به رسمیت شناختن تشکلهای کارگری ، اعم از شورا ، سندیکا ، و اتحادیه و کمیته حل اختلاف میان کارگران و کارفرمایان با حضور نمایندگان واقعی کارگران میباشیم .
3 = زنان نصف جامعه را تشکیل میدهند ، ما کارگران کردستان برابری حقوق کامل مردان و زنان در مقابل کار برابر در کلیه شئون زندگی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هستیم .
4 = ما خواستار افزایش دستمزد کارگران با توجه به بالا رفتن تورم و هزینه خانواده پنج نفره هستیم .
5 = ما خواستار ایجاد بیمه بیکاری برای تمام بیکار اماده بکار اعم از زن و مرد بالاتر از سن 18 سال هستیم .
7 = ما خواستار ممنوعیت هر گونه اخراج و پایین اوردن دستمزدها از طرف کارفرمایان به بهانه های مختلف میباشیم .
8 = همانطور که میدانید باعث اصلی فساد و فحشاو اعتیاد ،  فقر و بیکاری در جامعه است ، ما خواستار ایجاد کار مناسب برای کلیه زنان و مردان بالاتر از 18 سال میباشیم .
9 = ما کارگران کردستان پشتیبانی قاطع خود را از مبارزات کارگران جهان در راه به ثمر رسانیدن خواسته های بر حق خود اعلام می داریم . 
 

 

 

                       
                                                                  
                              

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s


%d bloggers like this: